۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب» ثبت شده است

زندگی یا مرگ، مساله میتونه این نباشه!

انسان که غرق شود، قطعا میمیرد!

(ادامه مطلب)

  • ۲ پسندیدم
  • نظرات [ ۴ ]
    • لیمو ‌‌
    • جمعه ۷ مهر ۹۶

    اصلاح شیم

    ملت دیگه حوصله خوندن ندارن

    حوصله ندارن متن های طولانی رو بخونن

    حوصله ندارن کتاب بدست بگیرن و کاغذ های اونو ورق بزنن.

    نمیخوام بگم خوبه یا بده ...

     

     

     

    چرا میخوام بگم خیلی بده! میخوام بگم واقعا برای نسلی که تو بچگی لذت ورق زدن کتاب های داستان رو نچشیدن متاسفم. برای نسلی که کتاب رو درک نمیکنه متاسفم.

    #اصلاح_شیم

  • ۱۲ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۶ ]
    • لیمو ‌‌
    • جمعه ۲۷ مرداد ۹۶

    بچه عجیب غریب، غرغر، کتابخانه

    لیمو چند روز پیش بعد از غر زدن های مکرر در مورد لپتاپ قدیمی ش، بالاخره یه لپ تاپ جدید خرید.
    البته او خیلی به لپ تاپ قدیمی ش وابسته س و اصلا دلش نمیخواد اونو دور بندازه. حتی میتونم به جرأت بگم که خیلی هم حس خوبی نسبت به خرید لپ تاپ جدید نداره. اما چاره چیه. مجبوره برای کارهای دانشگاهش از لپ تاپ جدید استفاده کنه.

    در مورد لپ تاپ جدید باید بگم که لیمو شکایت هایی داره. مثلا اینکه ویندوز لپ تاپ اوریجینال هست. یعنی لایسنس ویندوز تایید شده س و مایکروسافت دم به ثانیه ازت نمیخواد ویندوز رو فعال کنی. شاید در نگاه اول بگین خب دردش چیه دیگه که منم همینو میگم. اما بعد میفهمین که تقریبا برای نصب هر برنامه حیاتی دچار مشکل میشین. چون خاک برسرا همه پولی هستن. شما ها که ویندوز کرک شده دارین قدر عافیت نمیدونین. لیمو برای نصب برنامه آفیس به چیز خوردن افتاد. نهایتا اشک ریزان به دنبال یه برنامه رایگان گشت تا wps office رو پیدا کرد. هر چند هیچی آفیس نمیشه ولی این برنامه هم خیلی خوبه و خیلی مشکلات لیمو رو حل کرده. 

    مشکل دیگه برنامه McAfee هست که یک جور آنتی ویروس اعصاب خرد کنه. یعنی دم به ثانیه پنجره ش باز میشه و ازت میخواد یه چیزیو آپدیت کنی. همین حالا چراغش داره توی لپ تاپ لیمو چشمک میزنه و مخ لیمو رو تیلیت میکنه.

    مشکل بعدی که لیمو هنوز نتونسته بفهمه "آخه چرا؟!؟!" اینه که هیچ فیلترشکن کوفتی روی لپ تاپ کار نمیکنه. در این مورد نتیجه گیری رو بعهده خودتون واگذار میکنم.

    ممکنه با خودتون بگین این لیمو عجب بچه بی عرضه ایه. ولی باور کنین لیمو برای خودش ابهتی داره. ینی سخت ترین برنامه ها رو میدن لیمو براشون نصب کنه. اما حالا نمیتونه از پس یه فیلترشکن و آنتی ویروس لعنتی بر بیاد. لیمو داره به این فکر میکنه که ویندوز نسخه اصلی رو پاک کنه و یه کرک شده غیر قانونی نصب کنه. چون کلا لیمو معتقده قانون دست و پای آدم رو میبنده.

    نمیخوام با مشکلات بیشتر لیمو حوصله تونو سر ببرم. الان خودش میاد مختونو با موضوعات پیش پا افتاده تر میخوره.

    قربان شما

    بچه عجیب غریب


    سلام. 

    من لیمو هستم.

    از اینکه با بچه عجیب غریب آشنا شدین خیلی خوشحالم. درسته عقلش ناقصه ولی دلش پاکه و کلا موجود دوست داشتنیه. امروز فقط به یک مبحث کوچولو بسنده میکنم و اون هم کتابخونه است. هر کسی من رو میشناسه میدونه که من میمیرم برای کتابخونه. منظورم از کتابخونه، طبقه های کتابیه که توی خونه خود آدم هست. بعضی آدم ها اینقدر کتاب دارن که کارشون از طبقه کتاب میگذره و میتونن کتابفروشی باز کنن! خودم کتابخونه جذابی دارم که چون فعلا در دست تعمیره شما رو در جریان جزئیاتش نمیذارم! 

    یکی از موضوعات جذاب سرچ های من توی اینترنت و بخصوص توی سایت پینترست، ایده های جالب و خلاقانه ای هست که آدم ها روی کتابخونه های شخصی شون میزنن. در ادامه مطلب عکس فقط چند تا از ایده های منتخب رو براتون گذاشتم. امیدوارم شما هم مثل من لذت ببرین. البته من از ایده های نشدنی عجیب غریب خوشم نمیاد. دوست دارم ایده هایی رو ببینم که خودم بتونم رو کتابخونه م پیاده کنم. به بازی با رنگ ها، دکوری ها، کوسن ها، نوع قفسه ها و طرز چینش کتابها دقت کنین. وات دو یو تینک؟

     

  • ۱ پسندیدم
  • نظرات [ ۴ ]
    • لیمو ‌‌
    • پنجشنبه ۱۹ مرداد ۹۶

    فندوم ها چطور کار میکنند؟ این قسمت : شیپ ها

    الان ساعت به وقت تاریکیه. یعنی چراغ اتاقو خاموش کردم و نشستم وسط رخت خواب و دارم سعی میکنم با یه لپ تاپ عهد بوق که کیبوردش چراغم نداره این چیزا رو تایپ کنم. ممکنه با خودتون بگین خب پاشو برو چراغو روشن کن آیکیو! اما شما بمن بگین! بعدش کی میخواد از تو جاش بلند شه بره تا دم در و چراغو خاموش کنه؟!

    قالب وبلاگمو عوض کردم. خیلی زحمت کشیدم بابت این قالبی که مشاهده میکنید. اما نمی دونم چرا بک گراندو تو حالت موبایل نشون نمیده. نمیدونم چجوری باید درستش کنم. میشه اگه اینکاره این یه کمکی بکنین؟ 

    اینم از این ...

    در راستای پست های شدوهانتری باید بگم که من از ذوقم به یکی از دوستای خیرم گفتم که کتاب های شدوهانترز رو از اون ور آب برام بیاره و کتابا رسیدن تهران! به محض رویت قبل از پس افتادن از خوشحالی و بعد از پرواز روی ابر ها حتما با عکسی شما رو در جریان کیفیت کتاب ها قرار میدم!

    نمیدونین چقدر سخته که تو تاریکی آدم تایپ کنه. تقریبا دارم از حس غریزه م برای پیدا کردن محل کلید ها استفاده میکنم.

    برای اینکه خیلی کم حرفی نکرده باشم یه سری حقایقی رو میخوام براتون بگم که امیدوارم منو نزنین.

    شدوهانترز Shadowhunters اسم یه سریال آمریکاییه که دو ساله در حال پخشه. الان هم اواخر فصل دوم هست. فصل اول سریال از نظر بازیگرها تقریبا افتضاحه. اما فصل دوم زمین تا آسمون فرق میکنه. بازی ها خیلی بهتر میشه.

    من کلا همیشه نسبت به همجنسگرایی یه دیدگاه بی طرف رو به منفی داشتم. توی این سری کتاب ها و سریال هم یک رابطه همجنسگرایانه وجود داره. اینجا اونجاییه که منو میزنین حتما. من نمی دونم چرا اینقدر بی دلیل شدیدا طرفدار این ریلیشن شیپ شدم. ینی سر و ته گشت و گذار منو تو نت بزنین من دارم در مورد malec#  سرچ میکنم. در مورد ship های سریال ها و کتاب ها هم یه چیزیو باید بهتون بگم که ممکنه ندونین. معمولا هوادارا برای هر رابطه یک اسم که تلفیقی از اسم دو تا کاراکتر مورد نظر هستن میسازن. مثلا تو این سریال Alec  و Magnus دو کفتر عاشق ما هستن که با تلفیق اسمشون به اسم زیبای malec  میرسیم. :دی malec  اسم نسبتا قشنگ و خوبیه. بعضی از اسم ها خیلی ناجور از آب در میاد. اما قشنگ ترین ship که من تاحالا باهاش برخورد کردم karamel هست که تلفیق اسم kara  و mon-el دو کفتر عاشق سریال سوپرگرل هست. این شیپ ها معمولا بین هوادارا رایجه. اما بعضی وقتا منجر به دعوا و فحش و فحشکاری میشه! مثلا تو سریال سوپرگرل خیلیا kara  و  mon-el رو شیپ میکنن. اما بعضیا kara و Lena رو شیپ میکنن. لذا میبینیم که این وسط دعوا سر kara پیش میاد و هوادارا کارشون به جایی میرسه که نامه های تهدیدآمیز و فحش و توهین رو به بازیگرهای سریال و کارگردان و نویسنده حواله میکنن! واقعا چقدر بیکارن ملت :| فیلمتو ببین لذت ببر دیگه اینکارا چیه :|

     

    میترسم از malec#  عکس یا فیلم بذارم کلا بزنین منو شتک کنین ولی در حال حاضر دو چیز ذهن منو درگیر کرده. 1. ملک. 2. رز سبز که دومی رمانیه که دارم مینویسم و داره به مراحل پایانی ش نزدیک میشه و استرس دارم که نکنه اونجور که دلم میخواد تموم نشه و این حرفا :(

    اینقدر الان تحت تاثیر ملک قرار گرفتم که احساس میکنم توی رمانمم داره تاثیر میذاره! :دی

     

    اگه تو این متن کلمات مبهم دیدید به بزرگی خودتون ببخشید و سعی کنین معنی شو حدس بزنین. جدی نمی بینم دارم چی تایپ میکنم :)) و اینکه ببخشید پر حرفی کردم! سعی کردم یه سری اطلاعات کوچیک در مورد اینکه فندوم ها چطور کار میکنن هم بهتون داده باشم.

    احوالپرسی، سوال، انتقاد و فحش های شما رو در بخش کامنت خریداریم :دی

     

    بعدن نوشت: بنظرتون اگه آدرس وبلاگمو تغییر بدم چی میشه؟ همه کسایی که دنبالم میکنن آدرس جدید رو میگیرن یا نه؟

  • ۲ پسندیدم
  • نظرات [ ۵ ]
    • لیمو ‌‌
    • شنبه ۱۴ مرداد ۹۶

    شکارچیان سایه

    بهترین ترتیب پیشنهادی خودم برای خوندن کتاب ها

    The Mortal Instruments

    1. City Of Bones

    2. City Of Ashes

    3. City Of Glass

    4. City Of Fallen Angels

    5. City Of Lost Souls

    6. City Of Heavenly Fire

     

    با سلام مجدد. با توجه به هیجان زائدالوصف خودم نسبت به این سری کتاب ها ... سری اول کتاب ها رو با فرمت پی دی اف براتون قرار دادم. باشد که استفاده کنید و لذت ببرید.
    همونطور که در عکس میبینید این مجموعه کتاب کلا خیلی زیاده و من فقط سری اول رو گذاشتم فعلا. البته انتشارات جنگل هم اینا رو چاپ کرده میتونید تهیه کنید. منتظر باشید که من شما رو به پست های shadowhunter گونه ببندم. اگه پیشنهادی هم دارید و اگه دوست دارید به فندوم بپیوندید من استقبال میکنم. هر چی تعداد بیشتر باشه، بهتر!
    یه سریال و فیلم هم هست در این باره که بعدا در موردشون حرف میزنم :دی

  • ۴ پسندیدم
  • نظرات [ ۷ ]
    • لیمو ‌‌
    • چهارشنبه ۲۱ تیر ۹۶

    مورتال اینسترومنتس

    عایا من یک بلاگر تنبل و بی حوصله ام؟

    بله

    نمی دونم چرا تابستون که میشه من اینقدر بی حوصله و بی بو و بی خاصیت میشم. مث مارمولک که از شدت سرما بی حال میشه منم از شدت گرما انرژی م ته میکشه. الانم خدا شاهده به پشت دراز کشیدم گردنمو زورکی آوردم بالا که ببینم چی دارم تایپ میکنم. خیلی هم سخته... خیلیا!

     

    الان یک هفته ای میشه با The Mortal Instruments  آبسسد شدم. یعنی شبا خوابشو میبینم روزا کتابشو میخونم. بعد همه شم دارم بهش فکر میکنم. خیلی وقته اینقدر از کتاب خوندن لذت نبرده بودم. و همه عشقم اینه که سری کتاباش اینقدر طولانیه و زبان اصلیه و ترجمه نشده که سه هزار سال طول میکشه که تموم شه!! و من سه هزار سال دیگه هم خوشحال و عاشقم!

    پریشبا خواب دیدم با جیس یکی از شخصیت های مورتال اینسترومنتس رفتیم شکار شیاطین. بعد من جیس رو نجات دادم چون شیطونه نشسته بود رو سینه ش و میخواست شیکمشو سفره کنه که لیمو پهلوان قهرمان از راه میرسه و جیس رو نجات میده!

     

    حالا اگه شما هم دوس داشتید کتاب هاشو براتون آپلود میکنم. الان گردنم داره میشکنه تقریبا.

    فقط اگه شما هم فن مورتال اینسترومنتس هستید که فکر نکنم :دی بیاین با هم فندوم تشکیل بدیم من دارم دق میکنم تو فندوم ایرانی فکر کنم فقط خودمم و خودم!

     

  • ۴ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۰ ]
    • لیمو ‌‌
    • سه شنبه ۲۰ تیر ۹۶
    من لیمو هستم همین
    گاهی شادم گاهی غمگین
    The Lazy Blogger
    ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم